خدا نکنه ،حالا ما یه چیزی گفتیم ولی این کامنت گذارات خیلی جدی گرفتن ! بالاخره خوش تیپی هزار دردسر.اصلا من گفتم کامنت منو ignore میکنی خیال همه راحت میشد .خلاصه خیلی ارادتمندیم
پ . ن : این هاله خانم هم اگه طالع بینی بلده یه التفاتی هم به ما بکه.والا حاجت داریم
اولا که حرفِ خوشتیپی نیست اصلا. این آقا زبون بیشتر داره! دوما طالع بینی نیست، این آقا رو مقادیری می شنایم گفتم عاشق شده بید. اگه شما هم می شناختم می گفتم! D:
در جواب هاله خانم : بابا این سیاوش بیچاره اگه زبون داشت که تا الان قاپ این خانم خوشگله!!! رو دزدیده بود بعدش هم دیگه اینجوری آواره کوه ودشت و بیابون نمیشد ( رجوع کنید به عکسهاش) تو شعرش هم که گفته در حال شتافتنه. خدا قسمت من و شما هم بکنه. آمین
۱۳۸۷/۰۶/۲۰ - ۱۲:۰۱ ب.ظ | Reply
ای بابا. خدا نابودت کنه سیاوش!!!!!!!!
D-:
۱۳۸۷/۰۶/۲۰ - ۵:۵۲ ب.ظ | Reply
کامی جون خودت بهتر میدونی، خیلی وقته که نابود شدم!
۱۳۸۷/۰۶/۲۰ - ۴:۳۲ ب.ظ | Reply
آه ! پیش از آنکه در اشک غرقه شوم چیزی بگو!
۱۳۸۷/۰۶/۲۱ - ۱۲:۱۶ ب.ظ | Reply
به خدا من می دونم تو عاشقِ همین خانووم خشگله شدی اما به روی خودت نمی یاری… حالا من گفتم!!!
۱۳۸۷/۰۶/۲۱ - ۶:۴۹ ب.ظ | Reply
ای کاش به همین سادگی ها بود که میگی!
۱۳۸۷/۰۶/۲۱ - ۱۱:۴۱ ب.ظ | Reply
ساده تر از اونچه فکرشو کنی، باور کن. سخت نگیر… ببین من چی می گم !!!
۱۳۸۷/۰۶/۲۲ - ۱:۱۵ ق.ظ | Reply
حالا واقعاً خودمونیم عاشقش بودی؟
۱۳۸۷/۰۶/۲۲ - ۱۲:۱۸ ب.ظ | Reply
چه عکس گیرایی !!!
۱۳۸۷/۰۶/۲۵ - ۹:۱۶ ق.ظ | Reply
خدا نکنه ،حالا ما یه چیزی گفتیم ولی این کامنت گذارات خیلی جدی گرفتن ! بالاخره خوش تیپی هزار دردسر.اصلا من گفتم کامنت منو ignore میکنی خیال همه راحت میشد .خلاصه خیلی ارادتمندیم
پ . ن : این هاله خانم هم اگه طالع بینی بلده یه التفاتی هم به ما بکه.والا حاجت داریم
۱۳۸۷/۰۶/۲۸ - ۷:۴۸ ب.ظ | Reply
اولا که حرفِ خوشتیپی نیست اصلا. این آقا زبون بیشتر داره! دوما طالع بینی نیست، این آقا رو مقادیری می شنایم گفتم عاشق شده بید. اگه شما هم می شناختم می گفتم! D:
۱۳۸۷/۰۶/۳۱ - ۱۰:۲۲ ق.ظ | Reply
در جواب هاله خانم : بابا این سیاوش بیچاره اگه زبون داشت که تا الان قاپ این خانم خوشگله!!! رو دزدیده بود بعدش هم دیگه اینجوری آواره کوه ودشت و بیابون نمیشد ( رجوع کنید به عکسهاش) تو شعرش هم که گفته در حال شتافتنه. خدا قسمت من و شما هم بکنه. آمین
۱۳۸۷/۰۷/۱۶ - ۲:۲۰ ب.ظ | Reply
ای بارافس نگفته بودی با همه آره با مام آره
۱۳۸۷/۱۱/۰۲ - ۲:۳۷ ب.ظ | Reply
و تو سیب سرخ حوایی و من روزی ترا خواهم چید
و نشانت خواهم داد به همه
۱۳۸۷/۱۱/۰۲ - ۳:۰۰ ب.ظ | Reply
من این عکس رو خیلی دوست دارم اما چیزی براش پیدا نکردم ولی فکر کنم آذر خوب متنی گذاشته. خیلی قشنگ بود آذر جون، آفرین
۱۳۸۷/۱۱/۰۵ - ۳:۵۱ ب.ظ | Reply
گاهی در خود غرقیم و ندانیم چه وقت دیر خواهد شد…
تنها.، تیک تیک ساعت گذر ثانیه ها را یادآور خواهد شد…
خواهش میکنم ندا جان، قابل شما رو نداشت
۱۳۸۷/۱۱/۰۶ - ۸:۱۲ ق.ظ | Reply
من از این قسمت غرق شدنش خیلی خوشم اومد
زدی به هدف آذر جون
فکر کنم سیاوش هم خوشش اومده باشه
مگه نه؟!
سیاوش باید یه فکری به حال خودت بکنی
اینجا رو برای خودمون کردیم میز گرد
شما هم یه وقتهایی تشریف بیارین این ورها تو بحث ما شرکت بنمایید. (;
۱۳۸۷/۱۱/۰۶ - ۱۰:۲۴ ق.ظ | Reply
ندا جان بیا میز گردمون بزرگ تر کنیم روی همه عکسهای سیاوش نقد بزاریم
گاهی دلمان میخواهد به سبکسر شدن دلهامان عکسی از قاب نگاه مردم بزنیم بر طاقچه خاطرمان که مبادا روزی از یاد ببریم ایشان را
۱۳۸۷/۱۱/۰۶ - ۱۰:۴۴ ق.ظ | Reply
ندا جان روز عکس نمایشگاه گل هم یه تامل دیگه داشته باش!
گاهی درهای بسته بهترین نشونه است، چون اساسا یافتن قفل هدفه!
۱۳۸۷/۱۱/۰۶ - ۱:۰۵ ب.ظ | Reply
خوبه خوبه، میبینم که اینجا رو تبدیل به فروم کردین!
۱۳۸۷/۱۱/۰۶ - ۳:۲۲ ب.ظ | Reply
هیچ میدانی تاریکی خود بهترین عکس است، چون در تاریکی بهترین تصویرهای دنیا در ذهن شکل میگیرد…..
۱۳۸۷/۱۱/۱۹ - ۹:۴۸ ب.ظ | Reply
حسی که فیگور این خانم القا می کنه بی نظیره سیاوش. بی نظیر!
چقدر عالیه که عکس سیاه و سفیده، و نورش هم که محشر.
آفرین!