- model: Canon EOS 30D
- exposureTime: 0.005 s (1/200) (1/200)
- fnumber: f/11.0
- focalLength: 150.00 (150/1)
او در دستهایش چیزهایی دارد که با هم نمی خوانند.
یک سنگ، یک سفال، دو کبریت سوخته
میخی زنگ زده از دیوار روبه رو
برگی که از پنجره پایین افتاد.
شبنم هایی از گل هایی که تازه سیراب شده اند.
او این همه را می گیرد
و در حیاط خلوتش چیزی مثل یک درخت می سازد.
می بینی؟ شعر همین است: چیزی مثل.
همه چیز راز است - گزینه شعرهای یانیس ریتسوس - شاعر یونانی







۱۳۸۷/۰۹/۰۹ - ۲:۱۷ ب.ظ | پاسخ
به رهی دیدم برگ خزان پژمرده ز بیداد زمان کز شاخه جدا بود ……
ای برگ ستم دیده پاییزی آخر تو زگلشن ز چه بگریزی روزی تو هم آغوش گلی بودی دلداده و مدهوش گلی بودی ….
۱۳۸۷/۰۹/۱۸ - ۴:۲۸ ب.ظ | پاسخ
گیر کرده ام
طرحی از خود روی دیوار گذاشته ام
که به بهانه هایش
گیر کرده ام
آنجا توی آن توده ی در هم پیچیده
دو تا تخم دارم
که به نطفه هایشان
گیر کرده ام
بلیط را هم خریده ام
با آخرین کنکورد می پرم
قول می دهم!
اما
آخر گیر کرده ام!
۱۳۸۸/۱۰/۱۷ - ۹:۲۶ ب.ظ | پاسخ
چیزی مثل
…
تنهایی