- model: Canon EOS 30D
- exposureTime: 0.006 s (1/160) (1/160)
- fnumber: f/16.0
- focalLength: 16.00 (16/1)
باد اسب است:
گوش کن چگونه می تازد
از میان دریا، از میان آسمان.
می خواهد مرا با خود ببرد: گوش کن
چگونه دنیا را به زیر سم دارد
برای بردن من.
مرا میان بازوانت پنهان کن
تنها یک امشب،
آنگاه که باران
دهان های بیشمارش را
بر سینه دریا و زمین می شکند.
-پابلو نرودا، گزینه شعرهای عاشقانه







۱۳۸۷/۰۸/۱۳ - ۱۱:۱۱ ق.ظ | پاسخ
سلام
هرکه در حافظه چوب ببیند باغی
صورتش در وزش بیشه شور ابدی خواهد بود
هرکه با مرغ هوا دوست شود
خوابش ارام ترین خواب جهان خواهد بود…
۱۳۸۷/۰۸/۱۳ - ۱۲:۳۹ ب.ظ | پاسخ
چه منظره زیبایی و چه دیدگاهی! عکاس دیدگاهش را خوب در دل طبیعت پیدا کرده…
۱۳۸۷/۰۸/۱۳ - ۸:۲۷ ب.ظ | پاسخ
این عکس، این موزیک… دلِ آدم رو با خودش می بره، حداقل دلِ من رو که برد با خودش…
انجا که کسی با کسی کارش نیست، هرچه هست یکرنگی ست، دوستی ست، همراهی ست… صحبت از حق نیست هر کسی سهم خود را می داند ، می خواند نغمه ی آزادی را…
۱۳۸۷/۰۸/۱۳ - ۱۰:۱۷ ب.ظ | پاسخ
اسبی رو میبینم در حالی که چهار نعل میتازه بدون اینکه حصاری حس کنه و البته جگواری که روی شاخه درختی لم داده و اون رو زیره نظر داره.
و این طبیعتیست که انکار ناپذیر است.
(پیوست:یعنی اینکه تا نخواد نمی تونی کاریش کنی! D: )
۱۳۸۷/۰۸/۱۵ - ۱۱:۵۵ ب.ظ | پاسخ
وزش ظلمت را میشنوی ؟
در شب کنون چیزی می گذرد
ماه سرخست و مشوش
و بر این بام که هر لحظه در او بیم فرو ریختن است
ابرها همچون انبوه عزاداران
لحظه باریدن را گویی منتظرند
لحظه ای
و پس از آن هیچ .
پشت این پنجره شب دارد می لرزد
و زمین دارد
باز میماند از چرخش
پشت این پنجره یک نا معلوم
نگران من و توست