- model: Canon EOS 350D DIGITAL
- exposureTime: 0.077 s (1/13) (1/13)
- fnumber: f/11.0
- focalLength: 17.00 (17/1)
روزی که تو را دیدم
همه نقشه هایم را
همه پیش گویی هایم را
پاره کردم
چون اسبی عربی
باران تو را بو کشیدم
پیش از آنکه خیس شوم.
تپش صدایت را شنیدم
پیش از آنکه سخنی بگویی.
بافته گیسوانت را با انگشتانم باز کردم
پیش از آنکه ببافی اش.
نزار قبانی شاعر سوری از کتاب در بندر آبی چشمانت







۱۳۸۷/۰۸/۰۶ - ۹:۵۰ ب.ظ | پاسخ
این عکس خیلی خوبه رفیق. و نوشته ات هم همین طور. چه پیشرفتِ چشمگیری تو این دو پستِ آخرت هست. همینطور پیش برو، همین طور.
۱۳۸۷/۰۸/۰۸ - ۱۱:۳۱ ب.ظ | پاسخ
خیلی محشره
۱۳۸۷/۰۸/۱۰ - ۵:۰۱ ب.ظ | پاسخ
چه حس عجیبی به آدم می ده این عکس!!!
۱۳۸۷/۰۸/۱۱ - ۴:۲۱ ب.ظ | پاسخ
وهم آلودی عکس با کهنگی خاطره مانند نوشته… خیلی خوشم آمد!
۱۳۸۷/۰۸/۱۱ - ۴:۵۱ ب.ظ | پاسخ
دست فرمونم حرف نداره! فقط یهو یادم میره دارم رانندگی می کنم!
۱۳۸۷/۰۸/۱۱ - ۵:۰۷ ب.ظ | پاسخ
سلام
اولین باره که اومدم به فوتوبلاگت ولی مطمئنم که بازم خواهم آمد. شعر خوب ولی عکست فوق العاده زیبا بود.
شاد باشی
۱۳۸۷/۰۸/۱۱ - ۶:۵۲ ب.ظ | پاسخ
مونا جان ممنون از لطفی که داری
امیدوارم که عکسهای آینده ام اونقدر خوب باشند که دوستان خوبی مثل شما رو خوشحال کنند.
۱۳۸۷/۰۸/۱۱ - ۷:۲۰ ب.ظ | پاسخ
سلام اولین باره وبلاگتونو می بینم حسابی لذت بردم راستی دقیقا نئور کجاست؟
۱۳۸۷/۰۸/۱۲ - ۷:۲۴ ق.ظ | پاسخ
نهال جان، ممنون از نظر و لطفی که داری،
نئور دریاچه ای در ۴۰ کیلومتری شهر اردبیله، خود دریاچه به تنهایی زیبایی خاصی نداره ولی مسیر راه پیمایی نئور به سوباتان(یکی از ییلاقات تالش) در فصل بهار سرشار از زیبایی و منظره های شگفت انگیزه.
۱۳۸۷/۰۸/۲۵ - ۱۰:۵۳ ب.ظ | پاسخ
اجازه می دی از این عکس هم استفاده کنم؟
۱۳۸۷/۰۸/۲۶ - ۷:۵۲ ق.ظ | پاسخ
البته و با کمال میل