سیاوش جان نمیدونی وقتی این عکسها رو میبینم چقدر لذت میبرم، در شهر کثیف و پردود و دم که همه چیز آهنی و بی روح شده دیدن این سادگی و طراوت دوباره آدمو یاد زندگیهای رومانتیک میندازه، فکر کن صبح که میای بیرون این فضا رو ببینی چی میشه. با این عکس منو بیاد زندگیهای قشنگ قدیمی انداختی دستت درد نکنه بازم عکسهای قشنگ بنداز تا لذت ببریم.
۱۳۸۷/۰۸/۱۵ - ۱۲:۱۹ ب.ظ | پاسخ
سیاوش جان نمیدونی وقتی این عکسها رو میبینم چقدر لذت میبرم، در شهر کثیف و پردود و دم که همه چیز آهنی و بی روح شده دیدن این سادگی و طراوت دوباره آدمو یاد زندگیهای رومانتیک میندازه، فکر کن صبح که میای بیرون این فضا رو ببینی چی میشه. با این عکس منو بیاد زندگیهای قشنگ قدیمی انداختی دستت درد نکنه بازم عکسهای قشنگ بنداز تا لذت ببریم.